من قبل از اینکه برنامهنویس باشم، با کامپیوتر بزرگ شدم

اولین خاطرههای من از کامپیوتر، با ویندوز و نرمافزارهای رنگارنگ امروزی شروع نمیشود. قبل از اینکه حتی الفبای فارسی را یاد بگیرم، با کامپیوتر و دستورات DOS آشنا شده بودم. چند سال بعد، GWBasic و QBasic، بعد Turbo Pascal و FoxPro و در ادامه Delphi وارد دنیای من شدند. آن روزها نه خبری از این همه آموزش آنلاین بود و نه ابزارهایی که امروز با چند کلیک، بخش زیادی از مسیر توسعه را برایمان کوتاه میکنند. خیلی چیزها را باید با آزمونوخطا یاد میگرفتیم؛ گاهی با خواندن کد دیگران و گاهی با ساعتها کلنجار رفتن با مسئلهای که آخرش معلوم میشد راهحل سادهتری هم داشته است. شاید برای همین است که هیچوقت خودم را صرفاً یک برنامهنویس وابسته به یک زبان یا فریمورک ندیدهام. ابزارها عوض میشوند. چیزی که امروز انتخاب اول ماست، ممکن است چند سال دیگر جای خودش را به ابزار دیگری بدهد. من هم از آن روزها تا امروز، بارها مسیرم را عوض کردهام؛ اما علاقهام به فهمیدن اینکه یک سیستم چطور کار میکند و چطور میشود چیزی بهتر ساخت، همچنان باقی مانده است. مسیر کاری من هم همیشه محدود به نوشتن کد نبوده. تجربهی کار در واحدهای IT، سروکله زدن با زیرساخت و شبکه، شناخت نیازهای کسبوکار و بعدها توسعه و مدیریت پروژههای نرمافزاری، کمکم نگاهم را تغییر داد. متوجه شدم مسئلهی واقعی معمولاً با باز کردن ویرایشگر کد شروع نمیشود؛ قبل از آن باید بفهمیم چه چیزی قرار است حل شود و اصلاً چرا کسی باید از راهحل ما استفاده کند. امروز بیشتر با PHP، Laravel و Vue کار میکنم، اما برایم مهمتر از اسم ابزارها، نتیجهای است که میتوان با آنها ساخت. دوست دارم نرمافزاری که تحویل میدهم فقط در روز اول خوب کار نکند؛ چند ماه و چند سال بعد هم بشود روی آن حساب کرد. اگر بخواهم یک چیز را از تمام این سالها با خودم نگه دارم، همین است: هنوز هم وقتی با مسئلهای روبهرو میشوم که راهحلش را نمیدانم، اولین واکنشم کنجکاوی است، نه کنار کشیدن. احتمالاً همین کنجکاوی بود که من را از آن کامپیوترهای قدیمی به دنیای امروز توسعهی نرمافزار رساند. بعید میدانم قرار باشد به این زودیها تمام شود.